خرید وفروش بچه در دروازه غار

gharL

روزنامه اعتماد، گزارشی بسیارتکان‌دهنده از فرزندفروشی در پایتخت منتشر کرده است.

 در این گزارش که با عبارت «این گزارش شروعی ندارد»، آغاز شده، آمده است: مشتری دارد، او را تا دو و نیم میلیون تومان می‌خرند. برای چه تحویل شما بدهم؟» راحله سیزده سالش است، مادر مواد فروشش در زندان است و برادرش سرپرستی او را به عهده دارد. راحله شناسنامه ندارد. برادرش نمی‌خواهد او را تحویل موسسه خیریه دهد. «دو میلیون بده بچه را ببر هر جا که خواستی.»

این گزارش نیست، روایت نبض کند کودکانی است که هر روز آنها را سر چهارراه‌ها یا مترو می‌بینیم. نه می‌توانند بخوانند نه می‌توانند بنویسند، تنها چیزی که از همان ابتدا آموزش دیده‌اند کار کردن است. آنها از صبح کار می‌کنند تا شب پدر و مادرهای جعلی یا پدر و مادرهای خودشان با خیال راحت مواد بکشند. کارگرانی که اگر خوب کار کنند، خریداران فراوانی دارند. قیمت این کودکان برده را می‌پرسم: «از صد هزار تا پنج میلیون.»

 بردگی به جای عاشقی کردن

اینجا دروازه ی غار است، ناف تهران. سوار مترو که می شوی، کمتر از یک ساعت به ایستگاه شوش می‌رسی و چند قدم پیاده که بیایی جایی سر در می‌آوری که انسانیت دود شده و به هوا رفته است. صبح‌ها خلوت و شب‌ها از زمین بچه می‌جوشد. نه عاشق می‌شوند، نه کودکی می‌کنند. وقتی به سن دوازده سیزده سالگی می‌رسند باید ازدواج کنند و بچه‌دار شوند. این چرخه زندگی کودکان برده است. راه دیگری مقابل پای آنها نیست، فکر می‌کنند حتما این صحیح‌ترین راه است. آنها را غربتی صدا می‌زنند.

از لب خط تا دروازه غار، خانه‌هایی را می‌بینی با حیاط‌هایی بزرگ و هشتی و اندرونی و بیرونی. در تمام این اتاق‌ها خانواده‌هایی زندگی می‌کنند با چند بچه. هر بچه سرمایه‌ای برای خانواده. برای این والدین، فرزند بیشتر، زندگی بهتر است، مواد بیشتر است و نشئگی عمیق‌تر.

بیمارستانی شبیه به وال‌استریت

دختربچه 14 ساله افغان سال پیش بچه‌دار شده بوده. او حتی توان بلند کردن بچه را هم نداشته است اما حالا بچه او پیش خودش نیست. نوزادش را سه میلیون تومان فروخته است. در این محله گروه دیگری نیز هستند کم‌تعدادتر از غربتی‌ها. به آنها فیوجی می‌گویند. اکثر مددکاران موسسات خیریه که با این خانواده‌ها سر و کار دارند، خرید و فروش بچه یا بچه‌دار شدن برای درآمدزایی را ناشی از فقر فرهنگی در بین این گروه‌ها می‌دانند. اینجا با بچه تجارت می‌کنند، مواد می‌کشند، زندگی می‌کنند و دست آخر هم سرنوشت تلخ‌تری در انتظارشان است.د.

مردی به نام خسرو وجود دارد. به بچه‌ها پول می‌دهد و بعد آنها را به هزار شکل دیگر به بردگی می‌گیرد. کودکان موظف هستند که آخر شب با مقدار مشخصی پول به خانه برگردند. اگر پول کم آورده باشند، باید تن به کارهای دیگری دهند. ازدواج این بچه‌ها هیچ جایی ثبت نمی‌شود. نامشان جایی ثبت نمی‌شود. گویا روح هستند. برده‌هایی که فقط برای کار زاییده شده‌اند.

بیمارستان … در خیابان مولوی تهران است. بازاری برای خرید و فروش بچه ها؛ درست مانند وال استریت. یکی از دانشجویان پزشکی که آنجا کار می‌کند، می‌گوید: «خانم‌هایی به این بیمارستان می‌آمدند و بچه‌دار می‌شدند و می‌رفتند، حتی برای شیردهی کودک خود صبر نمی کردند. خیلی عجیب به نظر می رسید. اما همین خانم دو هفته بعد می‌آمد و برگه‌ای را که دست مردی بود امضا و پول ناچیزی دریافت می‌کرد، سپس بچه را به او تحویل می‌داد. به همین سادگی. اینجا زنان معتاد هم می‌آیند برای زایمان، اما خرج دو سه شب مصرفشان را می‌گیرند و کودک خود را می‌فروشند.»

بیایید برگردیم به دروازه غار. کوچه‌های باریک با جوی‌هایی که خشک شده است. بوی زباله فراوان می‌آید. دیوار سفید بزرگی دور جایی شبیه به میدان را گرفته است. از سوختگی‌های کنارش می‌توان فهمید که اینجا خوابگاه کارتن‌خواب‌هاست. یکی از آنها در میان زباله‌ها به ظرف برنجی می‌رسد و آهسته آهسته شروع به خوردن آن می‌کند.

فروش کودک به هر قیمتی

غربتی‌ها گروهی هستند که اصل خرید و فروش بچه‌ها متعلق به این گروه است. گروه‌های دیگر سعی می‌کنند که بیشتر بچه‌دار شوند تا پول بیشتری به چنگ بیاورند. مادری فرزند خود را یک و نیم میلیون تومان فروخته است. هنگامی که باردار بوده، بیمارستان نرفته زیرا قرار این بوده است که به محض اینکه بچه‌دار شد، باید او را به خریدار بدهد.

– نمی‌خواستی بچه‌ات را نگه داری؟

– چرا اما به پولش نیاز داشتم.

تمام مکالمه همین قدر طول می‌کشد. آنقدر مطمئن پاسخ می‌دهد که دیگر جای سوالی باقی نمی‌گذارد. بین خودشان و بچه، همیشه خودشان را انتخاب می‌کنند. مادر دیگری قرار بوده با فروش بچه به قیمت دویست هزار تومان لااقل خرج چند شبش را به دست آورد. زمانی که او تازه مواد مصرف کرده بوده، خریدار می‌آید و بچه را می‌برد، نه پولی پرداخت می‌شود، نه مادر چیزی یادش می‌آید. همه زندگی‌شان در پایپی شیشه‌ای خلاصه شده. پایپ هنوز در دستش هست. در حیاط خانه چند کودک بازی می‌کنند. کارگرانی که منتظر مشتری هستند، زمین یخ‌زده و آب سیاهی آنجا جریان دارد، بچه‌ها روی آنها سر می‌خورند و می‌خندند.

یکی از مددکاران اجتماعی محله می‌گوید: «موردی داشتیم که برای ساکت کردن نوزاد چهارماهه خودش به او متادون می‌داده است و در کنار نوزاد شیشه مصرف می‌کردند که بچه دچار حمله‌های شدیدی شده بود. هر کاری می‌کردیم که بچه را از مادر بگیریم و او را درمان کنیم قبول نمی‌کرد. بعدا که با او صحبت کردیم به ما گفت بچه پنج میلیون تومان مشتری داشته است و اگر آن را به ما تحویل می‌داد مشتری بچه از دست می‌رفته اما به خاطر حال بد کودک مجبور شد و او را به ما داد.»

کودکان اجاره‌ای

مسعود، مددکار اجتماعی و بلد محله است. او مسئول شناسایی دروازه غار و لب خط است. خانه‌ای را نشان می‌دهد که یک سال پیش توسط موسسه‌ای خیریه کشف شد و تعداد زیادی بچه را از آنجا نجات می‌دهند، می‌گوید: «سال پیش بود فکر می‌کنم که این خانه را پیدا کردیم. حدود 40 تا 50 بچه در این خانه بودند که هرروز صبح عده‌ای می‌آمدند و آنها را اجاره می‌کردند و دوباره آخر شب آنها را برمی‌گرداندند.»

گروه دیگری هستند که در بارداری متوجه می‌شوند که نمی‌توانند از بچه نگهداری کنند و به همین خاطر دنبال خریداری برای فرزند خود می‌روند. اینها امن‌ترین مکان را یا خانه‌هایشان می‌دانند یا بیمارستان … . دانشجوی پزشکی که در این بیمارستان کار می‌کند می‌گوید: «در روز حدود سه تا چهار تا از این موارد در بیمارستان داریم. شاید خیلی از آنها در قبال فروش بچه خود اصلا پولی نگیرند و خیلی از آنها کودکان خود را رها می‌کنند و می‌روند.»

فقر فرهنگی

در لب خط، مردها تا آخر شب قمار می‌کنند و زن‌ها کار. فرهنگ زندگی‌شان بسیارعجیب است. کودکان آنها هم گاهی اوقات وارد این بازی‌ها می‌شوند و از همان سنین کودکی دست به همه کاری می‌زنند. یکی دیگر از مددکاران اجتماعی می‌گوید اینها از بچه‌ها هر استفاده‌ای می‌کنند و این همان فقر فرهنگی شدیدی است که در میان آنها وجود دارد. با برخورد و طرح‌های ضربتی اینها جمع‌آوری نمی‌شوند. صرفا باید از طریق تغییر خود این بچه‌ها نگذاریم نسل جدیدی از آنها تربیت شود.

این گزارش حتی پایانی هم ندارد. پایانی نیست بر مشکلات کودکانی که ناخواسته به دنیا می‌آیند و نمی‌دانند که چه کسانی هستند. بچه‌هایی که هنوز بچگی‌نکرده پدر شده‌اند، مادر شده‌اند، اما نه می‌دانند خودشان از کجا آمده‌اند، نه بچه‌شان به کجا می‌رود. اینجا لب خط است، دروازه غار. اینجا ته خط است برای بچه‌هایی که معامله می‌شوند تا مادرشان بگوید: «فروختمش و پول زندگی را به دست آوردم / چاره‌ دیگری نداشتم. اگر نمی‌فروختم چه کار می‌کردم؟ / نمی‌توانستم نگهش دارم. آدم در خماری هر کاری می‌کند. وقتی پول خوبی پیشنهاد می‌کنند دیگر به من چه که بدانم کجا می‌رود؟»

پرولاکتین

nes

پرولاکتین (Prolactin) نام هورمونی است در بدن زنان که از غده هیپوفیز ترشح می‌شود و محرک شیرسازی در دوران بارداری برای شیردهی زنان است.

بالارفتن این هورمون در بدن زنان، مشکلاتی را برای سلامت زنان ایجاد می‌کنند.

 نقش پرولاکتین در مردان شناخته شده نمی باشد ولی میزان این هورمون در خون زنان بیشتر از مردان است. در دوره حاملگی مقدار هورمون در خون زنان بشدت افزایش می یابد و دو تا سه هفته پس از زایمان به حد طبیعی باز می گردد. مکیدن پستان باعث تحریک ترشح پرولاکتین و ادمه ترشح آن می گردد. به نظر می رسد پرولاکتین در بروز میل جنسی نیز نقش داشته باشد و به همین دلیل آن را هورمون عشق (Love hormon ) می نامند.

ترشح هورمون تحت تاثیر دو فاکتور آزاد کننده و مهار کننده هیپوتالاموسی کنترل می شود که تاثیر فاکتور مهار کننده بیشتر از فاکتور آزادکننده است.مقدار ترشح هورمون در شبانه روز حالت نوسانی دارد و در طول شب بیشتر از روز است.همچنین مکیدن پستان ها ، تحریک نوک پستان ، مقاربت ، استرس ، هیپوگلیسمی ( کاهش قند خون ) و فعالیت شدید بدنی در زنان ترشح هورمون را افزایش می دهد. ترشح هورمون های استروژنی قبل از بلوغ و در دوران آبستنی و همچنین هورمون رشد و انسولین و بعضی از هورمون های غدد آدرنال در رشد پستان ها و افزایش غدد شیر ساز پستان دخالت دارند.

خیلی از بیماران با بالا بودن پرولاکتین متوسط دوره های بدون پریود متوسط واقعی دارند..ولی بعضی دیگر فقط تولید پروژسترون فاز لوتئال آنها کمتر از حد طبیعی است. وقتی پر کاری پرولاکتین علت عدم تحمک گذاری است و یا اختلال تخمک کذاری است.. با طبیعی شدن پرولاکتین بهد از درمان داروئی عملکرد تخمدان در بیشتر بیماران بحالت طبیعی بر میگردد.

یکی از اختلالات وابسته به پرکاری پرولاکتین کم کاری تیروئید اولیه است. وقتی کم کاری تیروئید بطور کلینیکی ظاهر میشود..
مشکل تشخیصی وجود ندارد  اگر چه در بعضی بیماران تیروئید در سطح طبیعی است.. ولی سطح TSH بالاست.. که در جهت جبران اولیه کم کاری تیروئید sublinical رخ میدهد. در مان مناسب بیماران با افزایش خفیف TSH و پرولاکتین جایگزینی هورمون تیروئید است که پاسخ به آن طبیعی شدن TSH و پرولاکتین و برگشتن سیکل تخمدان به حالت طبیعی را بدنبال دارد.

پرولاکتین بالا

از میان انوع پرولاکتینوماها ،  میکرو پرولاکتینو ما در زنان شایعتر می باشند. در حالی که ماکرو آدنوم ها بیشتر در مردان دیده میشود.
پرولاکتین در زنان میتواند در زنان سبب پرکاری غدد جنسی ناشی از کمبود گنادوتروپین ها شده و منجر به کمبود استروزن گردد. سطح گنادو تروپینها طبیعی است و استروئید های جنسی کاهش دارند. پرولاکتین ترشح پالسی گنادو تروپین ها را مهار میکند و افزایش ناگهانی LH در وسط سیکل متوقف میسازد که این امر منجر به عدم تخمک گذاری میگردد. در مردان مبتلا پرولاکتین بالا سطح تستوسترون معمولا کاهش یافته است.

افزایش پرولاکتین خون یک بیماری نسبتا شایع است و از هر صد نفر یک نفر مبتلا به آن می باشد. ده تا 40 درصد خانمهائیکه پس از شروع پریود ماهانه، دچار قطع پریود ماهانه می شوند، دارای افزایش پرولاکتین خون هستند. در حدود 75 درصد خانمهائیکه مبتلا به قطع عادت ماهیانه به همراه ترشح شیر از سینه ها می شوند، دارای افزایش پرولاکتین خون هستند. از این بیماران 30 درصد دارای تومور مترشحه پرولاکتین در هیپوفیز می باشند.

خصوصیات بالینی
صرف نظر از علت پرولاکتینمی..خصوصیات بالینی در این اختلال مشابه است. پرولاکتینوما اغلب در زنانی که اختلال قائدگی و نازائی دارند رودتر تشخیص داده میشود.. و این موضوع بر خلاف مردان است که با کاهش میل جنسی و ناتوانی جنسی مراجعه میکنند. 90% زنان مبتلا به پرکاری تولید پرولاکتین..با قطع قائدگی ترشح شیر از پستان یا نازائی شکایت دارند. چنانچه پرولاکتینوما پیش از شروع دوران قائدگی شروع شود بالغین ممکن است با عدم شروع قائدگی اولیه مراجعه کنند.

پرولاکتینوما علت 15-20 درصد موارد آمنوره ثانویه است. عدم تخمک گذاری بیمار با نازائی همراه است. ترشح شیر یا همان گالاکتوره.. ممکن است همزمان.. قبل.. یا بعد از اختلال قائدگی ایجاد شود و گاه ممکن است از نظر بالینی آشکار نباشد..یا تنها در معاینه پستان تشخیص داده شود. کمبود استروزن ممکن است موجب بروز استوپنی.. خشکی وازن احساس گر گرفتگی و تحریک پذیری گردد.

پرولاکتین تولید آندروزن آدرنال را تحریک میکند و افزایش آندروزن میتواند سبب افزایش وزن و پر موئی گردد.پرولاکتین ممکن است با اضطراب و افسردگی همراه باشد. مردان معمولا در اثر کم کار شدن غدد جنسی دچار کاهش میل جنسی و ناتوانی جنسی می شوند.این نشانه ها اغلب موارد توجه را به تشخیص پرولاکتینومای بالا جلب نمیکند..لذا در بسیاری از موارد تشخیص تا زمانی که اختلال دید.. سردرد و کم کاری هیپوفیز ایجاد شود به تاخیر می افتد.

تشخیص
عوامل متعددی از جمله شرایط فیزیولوزیک مختلف( حاملگی –  استرس- تحریک نوک پستان) بعضی داروها( فنوتیازین ها- متیل دوپا- سایمتیدین- متوکلوپراماید ) و ضعیت های پاتولوزیک( کم کاری تیروئید  نارسائی مزمن کلیه ضایعات قفسه سینه) ترشح پرولاکتین را تحت تاصیر قرار میدهند  با اینحال سطوح پایه پرولاکتین  بالای 200 ng/dl معمولا بر وجود پرولاکتین بالا دلالت میکند  برای اثبات تشخیص باید MRI انجام داد.

درمان
درمان داروئی توسط آگونیست دو پامین.. برومو کریپتین یا کابر گولین  در اغلب بیماران عملکرد غدد جنسی و باروری را باز میگرداند. آگونیست های دوپامین در تعدا قابل توجهی از بیماران مبتلا به ماکرو آدنوم باعث کوچک شدن تومور می شود. در بیمارانی که دچار اختلالات میدان دید یا علائم عصبی شده اند  و در بیمارانی که نمیتوانند داروی طبی را تحمل کنند جراحی ترانس اسفنوئئیدال لازم میشود.

مقادیر طبیعی پرولاکتین

من به بعضی از واحد های استفاده شده برای سنجش پرولاکتین اشاره میکنم… اما باید توجه داشته باشید که بهتره برای تعیین بالا یا پائین بودن مقادیر هر تستی  علی الخصوص پرولاکتین, به مقادیر نرمال همان آزمایشگاهی که نمونه خونتونو تحویلش دادید توجه کنید

اگر واحد ng/ml باشد: برای مردان 20-0 طبیعی است و برای زنان 23-0 طبیعی است

اگر واحد ng/dl باشد: مقادیر بالای 200 بر وجود پرولاکتین بالا دلالت دارد

اگر واحد mIU/l باشد : مقادیر بین 600-30 طبیعی است.
چرا پرولاکتین زیاد می‌شود؟

پرولاکتین نام هورمونی است که در طول دوران بارداری از قسمت جلویی غده هیپوفیز مادر ترشح شده و موجب می‌شود تا بافت‌ پستان تکامل یافته و شیر در آن تولید شود. طی بارداری، غده هیپوفیز مادر پرولاکتین زیادی می‌سازد (10 برابر حالت عادی) و پس از تولد کودک با مکیدن ممتد پستان‌ها، غده هیپوفیز را همچنان تحریک می‌کند که به ساخت پرولاکتین ادامه دهد.
در حالت طبیعی، تنها وقتی که افزایش پرولاکتین را داریم، دوران شیردهی است و اگر در مواقع دیگر مشاهده شود، باید به دنبال بیماری خاصی بگردیم. از جمله مشکلاتی که می‌تواند به افزایش پرولاکتین منجر شوند: وقتی تشکیل توموری در همان ناحیه از هیپوفیز در مغز بوده و سلول‌های طبیعی که پرولاکتین می‌ساختند، تغییر شکل یافته و به تومور تبدیل شدند (پرولاکتینوما) و بی‌دلیل هورمون می‌سازند.

 گاهی سلول‌های تومور خودشان پرولاکتین نمی‌سازند اما به دلیل اثر فشاری ناحیه دیگر ترشح هورمون پرولاکتین صورت می‌گیرد. بیماری‌های مزمن مانند نارسایی کلیه و یا بیماری مزمن کبدی، مصرف برخی داروهای اعصاب و یا مصرف قرص استروژن نیز گاهی سبب افزایش پرولاکتین می‌شود. بیماری‌هایی مانند کم‌کاری اولیه تیروئید یا برخی مواقع ضربه یا ترومایی که به قفسه سینه وارد شود، در افزایش پرولاکتین موثر است. به هر حال وجود هر کدام از این مسایل می‌تواند علایمی دال بر افزایش پرولاکتین در خون بدهد.

این علایم عبارتند از:

اختلال عادت‌های ماهیانه به صورت پریود نامنظم و یا قطع عادت ماهیانه، با اینکه فرد حامله نیست و گاهی حتی مجرد است، ترشح شیر از پستانش دارد، وجود موهای زاید در صورت به همراه جوش صورت. اگر هورمون پرولاکتین در مردها افزایش یابد، موجب کاهش میل جنسی در اثر کاهش سطح هورمون‌های جنسی (تستوسترون) شود. دسته دیگری از علایم به دلیل آن اثر فشاری که تومور موجود در هیپوفیز ایجاد کرده، حاصل می‌شوند مانند سردرد، اختلال دید طوری که دید جانبی یا طرفین تار است. حالت تهوع و درنهایت به علت اثر فشاری روی ناحیه‌ای که هورمون‌های بیضه را می‌سازد، مشکلات کاهش میل جنسی و حتی شاید فرد با علایم مشکل غده فوق کلیوی مراجعه کند.

به هر حال اگر به دلایل بروز علایم چشمی یا زنان یا غدد به هر متخصصی مراجعه کنند، جزو تست‌هایی که از او می‌گیرند، میزان پرولاکتین هست و نگرانی تشخیص نداریم. درمان بستگی به این دارد که آیا سلول‌های تومور موجود، خودشان پرولاکتین می‌سازند (پرولاکتینوما) و یا به دلیل اثر فشاری تومور، از منطقه دیگری هورمون ساخته می‌شود. درباره اول یعنی پرولاکتینوما ابتدا سعی می‌کنیم دارودرمانی شروع کنیم تا تومور کوچک شود. اما اگر دیدیم توده دیگری است که در اثر فشار آن این ترشح پرولاکتین حاصل می‌شود حتما اقدام به برداشتن تومور می‌کنیم.

 عوامل اثرگذار بر ترشح

  تحريک لمسی نوک پستان و پيرامون آن محرک اصلی ترشح پرولاکتين از لاکتوتروف ‌ های هيپوفيز است. ترشح پرولاکتين در مردان نيز رخ می ‌ دهد . البته، برخی از نويسندگان عنوان کرده ‌ اند که ترشح اين هورمون در مردان با تحريک نوک پستان آغاز نمی ‌ شود .

  محرک ‌ های ديگری که باعث ترشح پرولاکتين می ‌ شوند :

  · نزديکی جنسی و تحريک دهانه ‌ی رحم

  · تنش ‌ های روحی و فيزيکی

  · هورمون آزاد کننده ‌ی تيروتروپين ( TRH )

گفتگوهای بعد از رابطه جنسی، باعث نزدیکی و امنیت بیشتر

ses

بسیاری از افراد، بعد از رابطه جنسی ، احساس راحتی بیشتری می‌کنند تا  احساسات و نگرانی‌های‌شان را برای شریک جنسی‌شان آشکار کنند؛ و حالا یک پژوهش‌گر در دانشگاه کنتیکت آمریکا می‌گوید که دلیل این موضوع را می‌داند.

پروفسور آماندا دینز در مقاله‌ای که برای دانشگاه نوشته به این سوال پاسخ می‌دهد که “چرا افراد با آگاهی از این‌که رابطه‌شان هنوز به آن سطح نرسیده، احساسات درونی‌شان را به اشتراک گذاشته‌اند. و این افشاگری‌های بعد از رابطه جنسی چه تاثیری بر رضایت از رابطه دارند”.

خانم دینز معتقد است که این گفتگوها که آن را “معاشرت بالش” می‌نامد، یک عنصر باارزش در یک رابطه‌ی پایدار و رضایت‌بخش است و ارتباط مستقیمی با “هورمون اعتماد” به نام “اکسی‌توسین” دارد که بعد از ارگاسم در بدن تولید می‌شود.

استادیار دپارتمان ارتباطات دانشگاه کنتیکت زمانی به تحقیقات درباره‌ی “معاشرت بالش” در رابطه‌های افراد بیش‌تر علاقه‌مند شد که آن‌ها تجربیات متفاوتی از آن را بروز دادند.

خیلی از افراد گفته‌اند که آن‌ها احساسات‌شان را بعد از سکس برای شریک‌شان فاش کردند بدون توجه به این‌که از چه زمانی با او در رابطه‌ هستند.

او در عین حال، کشف کرده که زنانی که به ارگاسم می‌رسند نسبت به زنانی که به ارگاسم نمی‌رسند، احساسات صمیمانه‌تری را برای شریک جنسی‌شان بعد از سکس آشکار می‌کنند. موضوعی که باعث افزایش پیوند عاطفی میان زوج‌ها می‌شود.

به نوشته‌ی این محقق آمریکایی، مردان و زنان، افزایش اکسی‌توسین را بعد از سکس تجربه می‌کنند اما از آن‌جایی که هورمون تستسترون این حس اعتماد را تعدیل می‌کند، مردان به طور معمول بعد از سکس، کمتر احساسات خود را بروز می‌دهند.

از سوی دیگر شاید جای تعجب نباشد که آن‌هایی که در رابطه‌ی طولانی‌تری قرار دارند نسبت به آن‌هایی که رابطه‌شان کوتاه‌تر و تازه‌تر است، احساسات درونی‌ بیشتری را برای پارتنرشان فاش کنند.

نتایج این تحقیق جدید در ادامه‌ی نتایج تحقیقات پیشین است که نشان می‌داد اوج لذت جنسی در یک ارگاسم، خطرات ناشی از فاش کردن اطلاعات شخصی را کم و فواید آن را بیشتر می‌کند.